تبليغاتX
طبیعت بکر شب

طبیعت بکر شب

و جهانی که در این نزدیکیست...

میان 6 میلیارد آدم زنده زمین چند نفر مرا دیده اند؟ من چند نفر را دیده ام؟ چند نفر با شادیهایم خندیدند؟چند نفر با غمهایم گریستند؟چند نفر را درک کرده ام؟با چند نفر درد دل کرده ام؟کجاها رفته ام؟آنروز که از بالا به زمین نگاه کردم خانه ما کجایش بود؟ا ایران را تشخیص دادم؟اصلا زمین را دیدم؟امروز که از زمین به آسمان نگاه کردم توانستم تشخیص دهم که آبی آسمان از چیست؟آنشب که برای اولین بار در طول ۱۵ سال زندگی و در پس اینهمه جغرافیا خواندن ، تازه جغرافیای درک و تجربه مرا در برگرفت و از تصور اینکه زمین است که به دور خورشید می چرخد که روز را به شب وصل می کند نه خورشید، وحشت کردم چه کسی پاسخ مرا داد که اگر زمین می چرخد و اینهمه با سرعت که در طی 12 ساعت شب را به سحر فردا وصل می کند چرا من گردشش را نمی فهمم؟ اگر زمین یک کره سیبی است چرا آنان که آنطرف آنند پرت نمی شوند توی کهکشان؟

من در برابر مورچه ها غول پیکرم.دریا در مقابل من.اقیانوس در مقابل دریا و زمین در برابر اقیانوس . مشتری در برابر زمین و خورشید در مقابل مشتری. . .  و این قصه ایست که تا بی نهایت ادامه دارد.تا ابدیت.

خدایا چه چیز باعث شد من کوچک، من خیلی خیلی کوچک ، منی که حتی ذره هم نیستم.من که اصلا نیستم خود را بزرگ بدانم؟ وقتی از شکوه هیمالیا مو بر تنم راست می شود. وقتی اختراع ادیسون را بزرگترین اتفاق فیزیک تاریخ می دانم.وقتی هیتلر و آتیلا را خونریز ترین.وقتی یکی از آرزوهایم رفتن  به نیاگاراست و دیدن یک هنرپیشه را واقعه مهمی می دانم.وقتی از دیدن صحنه زایمان غش میکنم.وقتی آنقدر ضعیفم که یک تب ساده می تواند مرا 3 روز در تختخواب بخواباند. وقتی از دیدن مارمولک وحشت می کنم. وقتی ماشین ۲۷ میلیون تومانی مرا غرق شادی میکند وقتی تحمل گرمای اصفهان  و سرمای تبریز را ندارم. وقتی باب میل نبودن ناهار ظهر، اخمهایم را در هم میبرد. وقتی شیطنت های یاس و مالیدن شکلات صبحانه اش روی فرش را مصیبت می دانم فقط چون  دستباف است و  پنج میلیون بابتش هزینه کرده ایم. وقتی همیشه نماز صبحم قضاست و من ککم هم نمی گزد. وقتی نماز خواندن آدمهای اطرافم را هنر می دانم نه وظیفه. خدایا وقتی حتی آنقدر کم ظرفیتم که حماسه عاشورا در ذهنم نمی گنجد.. وقتی آرزوهایم، وقتی دلخوشیهایم، وقتی ترسهایم، وقتی گرفتاریهایم اینهمه کوچکند...خدایا چطور خود را بزرگ می دانم؟

وقتی یک تمساح می تواند مرا ببلعد و من حتی قدرت جنگیدن نداشته باشم. خدایا چه چیز؟ چه چیز مرا اینهمه مغرور می کند که مقابلت قدعلم کنم؟ خدایا من کیستم؟ اصلا کسی هستم؟ تو کیستی؟ تو کیستی که اینچنین صبور، مرا، ما را و این همه ناسپاس و سرکش و یاغی را در آغوش کشیده ای، میکشی و ...خواهی کشید.

*** نوشته شده توسط یه نورولوژیست دوونه و ....

راستی دعامون کنین ...

بیایید درباره‌ی اعتراضات اخیر در دانشگاه‌ها یک حساب سرانگشتی هزینه-فایده بکنیم.

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت9:52توسط نورولوژیست دیوونه ! | |

به سلامتی شب های گالیله از 30 مهر تا ۲آبان برگزار شد . برنامه خوبی بود و با وجود کاستی هایی که ان شاء الله جبران خواهد شد خیلی خوب پیش رفت .

این برنامه در حیاط پژوهشسرای جابربن حیان برگزار شد و شامل برنامه هایی چون نمایش فیلم های نجومی از پرتاب شاتل ها تا سختی های زندگی در فضا و برگزاری برنامه های بین المللی در سایر کشورها بود که  به خوبی نمایانگر زیبای های نجوم بودند.

در بخشی دیگر به معرفی کتب نجومی و عکس های نجومی پرداخته شده بود و همچنین پوستر های نجومی در اطراف حیاط این مرکز جلوه خاصی را به این مجموعه بخشیده بود. ( لازم به ذکر است این پوستر ها با همکاری جمع فعالی از دانش آموزان و مسئولان محترم مرکز تهیه شده بود . )

در بخش رصد نیز با استفاده از تلسکوپ 10 اینچ دابسونی و 120- تال به رصد ماه ‌‌، مشتری ، کهکشان آندرومدا ، خوشه های ستاره ای و سایر اجرام بی نظیر آسمان پرداخته شد .

در پایان نیز با تشکر ازآقایان حسین پور ،  فهیم نیا ، ناظمی ، عباس زاده  و همچنین سایر دوستان  پرتلاش – که اسمشان را نمی دانم ! – از مسئولان محترم آموزش و پرورش خواستار هزینه دهی به این گونه برنامه های خودجوش هستیم و امیدواریم که مسئولان محترم توجه کافی به این گونه برنامه ها جهت ارتقای سطح اطلاعات عمومی در این زمینه ، داشته باشند.

                                                                      جمعی از دانش آموزان علاقه مند به نجوم فرزانگان.

بعداً نوشت : تنها چیزی که می تونم بگم اینه که عاشقم . عاشقت خدا !! ممنون خیلی ممنون ! این عشقو این علاقه به نجومو این پشتکارو کجا دیده بودم ؟ کجا ؟ با وجود اینکه هیچی نمی گفتنو ظاهرشون آروم بود ( بچه های برگزارکننده رو می گم ) اما تو دلشون غوغایی بود که خبر از یه چیز می داد . از عشق از علاقه از یه تحول. منم بر خلاف همه شون داشتم از ذوق می ترکیدم ! و حرصم گرفته بود از این آرامش ! از یه طرف آرامش بخش بودو از طرف دیگه زجر آور !

بعد بعداً نوشت : پیروزی گروه المپیادی گشورمان را در المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک و کسب رتبه نخست به تمام علاقمندان تبریک می گویم .

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت23:0توسط عطیه | |

موسی بن شاکر در عهد مأمون خلیفه عباسی و در قرن سوم هجری ( نهم میلادی ) در بغداد می زیست و از کسانی است که در بارگاه مأمون خلال سال های 218 – 197 هـ به علوم مربوط به دانش نجوم می پرداخت و از جمله ی منجمان بزرگ شد و در نزد مأمون تقرب یافت. موسی بن شاکر به خاطر جداول محاسبات نجومی شهرت یافت. همچنین وی و سه فرزندش محمد ، احمد و حسن در ریاضیات و هندسه ی مکانیک نیز تبحر داشتند ... .

موسی بن شاکر از مقربان درگاه مأمون بود . مأمون او را همراه با گروهی به منطقه سنجار ( یکی از شهرستان های استان موصل – نینوا – در عراق است . ) فرستاد تا در این مأموریت نسبت به محاسبه ی مسافت به ازای یک درجه از خط طول جغرافیایی اقدام کند _ با محاسبه این مسافت و ضرب آن در 360 درجه ، محیط زمین بدست می آید . ) این هیأت بعد از محاسبه ای طولانی و دقیق به این نتیجه رسید که این مسافت 66 و 3/2 میل عربی * است. به این ترتیب با ضرب این اعداد محیط زمین معادل 47356 کیلومتر محاسبه شد و این عدد تقریباً نزدیک به رقمی است که امروزه بعنوان محیط زمین محاسبه شده و تقریباً معادل 40000 کیلو متر است.

حمید مورانی و عبدالحلیم منتصر در کتاب خویش تأکید می کنند که :  نظریه ی جاذبه ی عمومی میان اجرام آسمانی به فرزندان موسی بن شاکر نسبت داده شده است. بر اساس این نظریه برخی ستارگان به برخی دیگر متصل و همین جاذبه موجب قرار گرفتن اجسام بر سطح زمین است. مأمون به ایشام مأموریت داد تا محیط زمین را محاسبه کنند . آنها محیط زمین را نزدیک به بست و چهار هزار میل برآورد کردند. برای این تحقیق مکانی گسترده یعنی صحرای سنجار را برگزیدند و ابزار و آلات را در آن نصب کردند  و با استفاده از آنها ارتفاعات ، انحرافات و سطح افق را مورد محاسبه قرار دادند و برایشان معلوم شد که هر درجه از درجات فلک معادل 66 و 3/2 میل است و این محاسبه مطابق برآوردی است که در سرزمین کوفه بعمل آوردند. اندازه گیری محیط زمین اولین محاسبه ی واقعی و دقیقی است که با تمام دشواریهایی که در آن روزگار وجود داشت از قبیل صرف وقتی طولانی ، دشواری و مشقت فراوان و مشارکت گروهی از ستاره شناسان و متخصصان اندازه گیری ، انجام شد .

...

  • : هر میل عربی تقریباً مساوی 3/1973 متر است.    

  برگرفته از کتاب مشاهیر فیزیک در تمدن اسلامی تألیف علی عبدالله دفاع و جلال شوقی ، ترجمه ی رضا محمد زاده

پی نوشت : غم من از زندگی در حصار محدود برکه نیست ، من از زندگی با ماهیانی خسته ام که هیچ گاه آرزوی دریا نکرده اند ...

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت15:12توسط عطیه | |

How the LHC works

The LHC , the world's largest and most powerful particle accelerator , is the latest addition to CERN's accelerator complex . it mainly consists of a 27 km ring of superconducting magnets with a number of accelerating structures to boost the energy of the particles along the way.

Inside the accelerator , two beams of particles travel at close to the speed of light with very high energies before  colliding with one another . the beams travel opposite directions in separate beam pipes – two tubes kept at ultrahigh vacuum . they are guided around the accelerator ring by a strong magnetic field . achieved using superconducting electromagnets . these are built from coils of special electric cable that operates in the superconducting state . efficiently conducting electricity without resistance or loss of energy . this requires chilling the magnets to about -271 centigrade – a temperature colder than outer space ! for this reason , much of the accelerator is connected to a distribution system of liquid helium , which cools the magnets, as well as to other supply service .

Thousand of magnets of different varieties and sizes are used to direct the beams around the accelerator . these include 1232 dipole magnets of 15 m length which are  used to bend the beams , and 392 quadruple magnets . each 5-7 m long , to focus the beams. Just prior to collision , another type of magnet are used to ' squeeze ' the particle closer together to increase the chances of collisions . the particles are so tiny that the task of making them collide is akin to firing needles from two positions 10 km apart with such precision that they meet halfway !

All the controls from the accelerator , its service and technical infrastructure are housed CERN under one roof at the control center from here , the beams inside the LHC will be made to collide at four location around the accelerator ring , corresponding to the positions of the particle detectors.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت16:37توسط عطیه | |

نوعی از ستاره های بسیار جوان در نخستین مراحل تحول ستاره ای هستند که در آنها هنوز انقباض ادامه دارد. نام این گروه ، از ستاره T ثور گرفته شده است که متغیر نامنظمی درون ابر تاریکی از غبار در صورت فلکی ثور است.

تمام ستاره های T- ثوری بطور بسیار غیرعادی متغیرند و دمای سطحی شان از 3500-7000 کلوین در تغییر است. آنها معمولاً در میان ابرهای چگال میان ستاره ای و در کنار ستاره های جوان رشته اصلی در رده های O وB پیدا می شوند. البته ستاره های T- ثوری از ستاره های رشته اصلی با همین دمای سطحی بسیار درخشان ترند. در طیف آنها همچنین خطوط نشری قوی نیز دیده می شود که منشأ آنها پوشش رقیقی از گاز است که اطراف ستاره را احاطه کرده است.

تعداد زیادی از ستاره های T- ثوری بدلیل تابش فروسرخ قوی شان کشف شده اند. به خصوص در ابر گازی اطراف ستاره رو – مارافسای . از این گونه ستاره ها فوران های دو قطبی بسیار قوی پرتاب می شود که سرعتی در حدود چند صد کیلومتر در ثانیه دارند.( باد های T – ثوری ) این فوران ها گاز میان ستاره ای را فشرده و داغ می کنند و باعث تابش آن به شکل سحابی های درخشانی می شوند که ما با نام اجرام هِـربیگ-هِـیرو می شناسیم.

بعداْ نوشت : تا حالا فک کردین چقد از کارای ما آسمونی بوده ؟؟؟

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت14:38توسط عطیه | |

تا وقتی حالم رو به راه نشود..نمی نویسم.

شاید یک ماه

شاید دو ماه..

برایم دعا کنید.

برایمان دعا کنید.

خدانگهدارتان..تا وقتی که نمی دانم چه ساعت از کدامین روز است

امشب شبه قدره مارم دعا کنین !

بعضی وقتها بدجوری از دست خودم عصبی می شم.از اعتمادی که به آدما دارم.از قلبی که بعضی اوقات خیلی الکی رئوف می شه..

بعضیا واقعآ لیاقت ندارن...

پ.ن:ازت حتی متنفر هم نیستم...چون بی ارزش تر از اونی که گوشه ای از احساسمو به خوت اختصاص بدی..فقط می تونم برات متآسف باشم که منو از دست دادی...

همین

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت19:36توسط نورولوژیست دیوونه ! | |

اين يه بازي وبلاگي ...كه نظرتونو در مورد اين كلمات مي گين ...!

دریا: خیس شدن سرتا پام اونم با لباس

قهوه: فقط  ترک


غرور: گاهی اوقات لازمه

مدرسه: درس نخوندن


دفتر مدیر:هدبندت کو نورولوژیست ؟

قرمه‌سبزی: برخلاف همه خوشم نمیاد !

ریاضی:فقط و فقط جبر و اجبار؛ شايدم خانم "ع"


آهنگ: دیون سیلین


ماه‌رمضون: روزه خواری


استخر:ممنوع ...فهميدي بچه ؟


آبگوشت: وايييييييييي...من ناهار نمي خورم


روزنامه: ورق زدن و خوندن تیتراش !


کودکی: دکتر بازی


قزوین: هواپیمای توپولوف


دروغ: This  government


لیسانس: همه و همه


فوتبال: Occasionally


قانون: فقط قانون مغولا كه اسمش يادم نمياد !


پرواز: ترس از اوجگيري  هواپيما و


اشک:هق ،هق


ازدواج: افتضاح


وبلاگ: درگیری ذهنی


شب: رمان خوندن و آهنگ گوش دادن


زندگی: برو جلو ...هي با تو ام بچه


عشق: ابداً !


هلو: لنکرانی


تحصیل: شايد تا اواخر عمر !


خارج: پاسپورتم كي ok ميشه ؛آقا ؟!


خواب: هيچ وقت به موقع نمي خوابم


پیتزا:مال ديروز اصلا خوشمزه نبود ،بابا


اینترنت: فقط ADCL


مجلس:پاتوق بیکاران


سال 88: Motto ....!


کتاب: از ضروريات زندگيمه !


کلم پلو: تا حالا نخوردم ؛ولي فكر نكنم خوشم بياد !


تقلب : خوراکمه


ایران : پارتي گردن كلفت .


ایرانسل : همراه اولو عشقه !


مادر : درساتو خوندي ؟


جومونگ : لعنتي !


فمنیسم : جدال بيهوده !

pc: عطيهكجاييچراتيليفتونوبرنيدارين ؟توهماينبازيروانجامبده !(ببخشيد خصوصي بيد عزيزم )

بعداً نوشت : از تمامی کسایی که می یان این جا در خواستی داشتم برا اینکه تو این ماه مبارک بتونیم یه کار خیری کرده باشیم همگی بیاین به وبلاگ " آسمان سرایان " تو لینکام یه سر بزنین .  ممنون : عطیه

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت10:16توسط نورولوژیست دیوونه ! | |